دانشکده تغذیه و علوم غذایی
اهمیت تغذیه در هزار روز اول زندگی و نقش آن در آینده سلامت جامعه(قسمت دوم)
پیامدهای تغذیه انحصاری با شیر مادر بر سلامت عمومی
مطالعات اپیدمیولوژیک نشان میدهد تغذیه با شیر مادر مرگ و میر نوزادان را کاهش داده و در درازمدت با کاهش شیوع چاقی کودکی، دیابت نوع ۱ و ۲ و افزایش نمرات تستهای هوش مرتبط است.
فاز سوم - تغذیه تکمیلی (۵۵۰ روز سوم)
از پایان شش ماهگی تا پایان دو سالگی، شیر مادر دیگر به تنهایی پاسخگوی نیازهای رو به رشد کودک نیست و شروع تغذیه تکمیلی (Complementary Feeding) به موقع، کافی، ایمن و مناسب الزامی است.
۱. چالشهای تغذیه تکمیلی و خطر سوءتغذیه
این دوره، پرخطرترین زمان برای بروز اختلالات رشد، به ویژه کوتاهقدی تغذیهای (Stunting) و لاغری مفرط (Wasting) است. عدم تنوع غذایی و دریافت ناکافی ریزمغذیها میتواند منجر به آسیبهای جبرانناپذیر فیزیکی و شناختی شود.
۲. اهمیت آهن و روی
ذخایر آهن بدن شیرخوار در حدود ۶ ماهگی تخلیه میشود. بنابراین، اولین غذاهای تکمیلی باید غنی از آهن و روی باشند (مانند گوشتها یا غلات غنیشده). کمبود آهن در این سن باعث اختلالات شناختی و رفتاری میشود که حتی با درمان بعدی نیز به طور کامل قابل بازگشت نیست.
نقش هزار روز اول در سلامت و اقتصاد جامعه
تغذیه صحیح در هزار روز اول، صرفاً یک مسئله فردی یا بالینی نیست، بلکه یک شاخص توسعه پایدار انسانی محسوب میشود.
۱. تکامل شناختی و بهرهوری اقتصادی
حدود ۸۰ درصد از رشد مغز انسان تا پایان دو سالگی اتفاق میافتد. سیناپسزایی، میلینسازی و توسعه شبکههای عصبی به شدت به دریافت کافی درشتمغذیها و ریزمغذیها (مانند اسیدهای چرب امگا-۳ بهویژه DHA، ید، آهن و کولین) وابسته است. کودکانی که در این دوران سوءتغذیه را تجربه میکنند، در سنین مدرسه عملکرد تحصیلی ضعیفتری دارند که این امر در بزرگسالی منجر به کاهش درآمد و بهرهوری اقتصادی جامعه میشود. برآوردهای بانک جهانی نشان میدهد سوءتغذیه میتواند تا ۳ درصد از تولید ناخالص داخلی (GDP) کشورها را کاهش دهد.
۲. کاهش بار بیماریهای غیرواگیر (NCDs)
با توجه به پدیده انتقال تغذیهای (Nutrition Transition) در جوامع در حال توسعه از جمله ایران، شیوع چاقی و بیماریهای قلبی عروقی به شدت در حال افزایش است. سرمایهگذاری در تغذیه هزار روز اول، از طریق مکانیسمهای برنامهریزی متابولیک که پیشتر ذکر شد، یکی از مقرونبهصرفهترین استراتژیهای بهداشت عمومی برای مهار اپیدمی بیماریهای غیرواگیر است.

چالشها و توصیههای سیاستگذاری برای ارتقای سلامت جامعه
برای بهبود وضعیت تغذیه در هزار روز اول، مداخلات در سطح فردی کافی نیست و نیازمند سیاستگذاریهای کلان در سطح جامعه و حاکمیت است.
۱. رویکردهای چندبخشی (Multisectoral Approaches)
امنیت غذایی، دسترسی به آب سالم و بهداشت، آموزش مادران و توانمندسازی اقتصادی خانوادهها مستقیماً بر کیفیت تغذیه در هزار روز اول تاثیر میگذارند. همکاری بین بخشهای بهداشت، کشاورزی، آموزش و پرورش و رفاه اجتماعی ضروری است.
۲. حمایت از تغذیه با شیر مادر در محیط کار
سیاستهای حمایتی مانند مرخصی زایمان با حقوق، ایجاد اتاقهای شیردهی در ادارات و تقلیل ساعات کاری مادران شیرده، از الزامات قانونی است که آکادمیهای علمی بر آن تاکید دارند.
۳. برنامههای غنیسازی و مکملیاری
تداوم و پایش دقیق برنامههای ملی مانند غنیسازی آرد با آهن و اسید فولیک، غنیسازی نمک با ید، و توزیع مکملهای رایگان (قطره آهن و مولتیویتامین) در شبکههای بهداشت و درمان، نقش حیاتی در پیشگیری از سوءتغذیه پنهان (Hidden Hunger) دارند.
۴. ارتقای سواد تغذیهای جامعه
طراحی کمپینهای آموزشی مبتنی بر شواهد علمی برای اصلاح باورهای غلط تغذیهای در دوران بارداری و شیردهی و آموزش نحوه تهیه غذاهای تکمیلی ارزان و مغذی با استفاده از منابع بومی ضروری میباشد.
جمعبندی
هزار روز اول زندگی، فرصتی بینظیر و تکرارناپذیر برای پیریزی پایههای سلامت فرد و جامعه است. شواهد متقن علمی نشان میدهند که هرگونه مداخله تغذیهای پس از دو سالگی، برای جبران عقبماندگیهای رشد فیزیکی و شناختی بسیار دیر و پرهزینه خواهد بود. دانشکدههای تغذیه، سیاستگذاران نظام سلامت و دستاندرکاران بهداشت عمومی باید با تمرکز ویژه بر این دوره طلایی، برنامههای مبتنی بر شواهد را برای حمایت تغذیهای از مادران و کودکان توسعه دهند. سرمایهگذاری در تغذیه هزار روز اول، نه تنها یک الزام اخلاقی و حقوق بشری است، بلکه هوشمندانهترین سرمایهگذاری اقتصادی برای تضمین جامعهای سالم، پویا و توسعهیافته در آینده است./ف.نوروزی فرد
"دکتر محمدعلی محسنپور" دکترای تخصصی تغذیه، گروه تغذیه جامعه، دانشکده تغذیه و علوم غذایی دانشگاه علوم پزشکی شیراز
نظر دهید