دانشکده تغذیه و علوم غذایی
گذار تغذیهای چیست؟(قسمت دوم)
بار مضاعف سوءتغذیه در ایران
یکی از پیچیدهترین و بحرانیترین پیامدهای گذار تغذیهای در ایران، پدیدهای است که در ادبیات علمی تحت عنوان «بار مضاعف سوءتغذیه» (Double Burden of Malnutrition) شناخته میشود.
این وضعیت زمانی رخ میدهد که در یک جامعه، و گاهی حتی در یک خانوار، کمبودهای تغذیهای (مانند کمخونی فقر آهن، کمبود ویتامین دی، و در برخی مناطق محروم کوتاهقدی کودکان) به طور همزمان با شیوع بالای اضافهوزن و چاقی وجود داشته باشد.
به عبارت دیگر، بخش مهمی از جمعیت ایران در حال دریافت کالری مازاد اما مواد مغذی ناکافی هستند که این امر نشاندهنده کیفیت پایین رژیم غذایی است، نه لزوماً کمبود دسترسی به غذا. این پدیده سیاستگذاریهای بهداشتی را با چالش جدی مواجه میکند، زیرا برنامههایی که صرفاً برای مبارزه با گرسنگی طراحی شدهاند ممکن است به بحران چاقی دامن بزنند و بالعکس.
پیامدهای بهداشتی و اپیدمیولوژیک گذار تغذیهای در ایران
نتیجه مستقیم این تغییرات در الگوی مصرف مواد غذایی و کاهش فعالیت بدنی، بروز یک اپیدمی خاموش اما ویرانگر از بیماریهای غیرواگیر (NCDs) در ایران است. دادههای ملی حاکی از آن است که عمده جمعیت بزرگسال ایران دچار اضافهوزن یا چاقی هستند که این آمار در زنان و در مناطق شهری به مراتب نگرانکنندهتر است.
چاقی به عنوان عامل خطر اصلی، زمینهساز شیوع فزاینده دیابت نوع دو، پرفشاری خون، دیسلیپیدمی (اختلال در چربیهای خون) و بیماریهای ایسکمیک قلب شده است. امروزه بیماریهای قلبی و عروقی علت اصلی مرگ و میر در ایران محسوب میشوند که ریشه اصلی آنها را باید در همین گذار تغذیهای و سبک زندگی جستجو کرد. علاوه بر این، تغییر الگوی غذایی و کاهش مصرف فیبر و آنتیاکسیدانها، ارتباط مستقیمی با افزایش شیوع برخی از سرطانها، به ویژه سرطانهای دستگاه گوارش در کشور داشته است.

رسالت مراکز آکادمیک در مواجهه با گذار تغذیهای
با توجه به ابعاد گسترده و پیچیده این بحران، مدیریت گذار تغذیهای و هدایت جامعه به سوی مرحله پنجم (مرحله تغییر رفتار)، نیازمند یک رویکرد چندوجهی و مبتنی بر شواهد علمی است. در این راستا، مراکز آکادمیک و دانشگاهی به عنوان اتاق فکرهای نظام سلامت، رسالتی سنگین بر عهده دارند.
نخستین گام، انجام تحقیقات طولی و اپیدمیولوژیک مستمر برای رصد دقیق تغییرات الگوهای غذایی و شناسایی عوامل خطر بومی در نقاط مختلف کشور است. بدون داشتن دادههای متقن و بومیسازیشده، امکان طراحی سیاستهای اثربخش وجود نخواهد داشت.
دومین نقش حیاتی نهادهای آکادمیک، ترجمان دانش (Knowledge Translation) و برقراری ارتباط موثر با جامعه و سیاستگذاران از طریق بخشهای روابط عمومی است. آگاهیبخشی عمومی در خصوص خطرات رژیمهای غذایی مدرن و ترویج بازگشت به جنبههای سالم رژیم سنتی ایرانی، باید به گونهای صورت گیرد که برای عامه مردم قابل درک و در عین حال از نظر علمی دقیق باشد.
همچنین، دانشگاهها باید با ارائه مشاورههای تخصصی به نهادهای قانونگذار، در تدوین سیاستهای کلان مانند وضع مالیات بر کالاهای آسیبرسان سلامت (مانند نوشابههای شیرین)، اصلاح استانداردهای تولید مواد غذایی، غنیسازی هدفمند مواد غذایی پایه، و بهبود محیطهای غذایی در مدارس و محیطهای کاری نقشآفرینی کنند.
جمعبندی
پدیده گذار تغذیهای واقعیتی اجتنابناپذیر در مسیر توسعه جوامع است که در صورت عدم مدیریت صحیح، میتواند دستاوردهای بهداشتی و توسعهای یک کشور را به شدت تهدید کند. خروج موفقیتآمیز از بحران افزایش بیماریهای غیرواگیر و سوتغذیه و ورود به مرحله تغییر رفتار هدفمند، مستلزم اراده سیاسی، همکاریهای بینبخشی (شامل وزارت بهداشت، کشاورزی، آموزش و پرورش و صمت)، و پیشگامی علمی مراکز آکادمیک است. اصلاح الگوهای غذایی تنها یک انتخاب فردی نیست، بلکه نیازمند اصلاح محیط غذایی است تا انتخاب غذای سالم به آسانترین، در دسترسترین و مقرونبهصرفهترین انتخاب برای تمام آحاد جامعه تبدیل شود./ف.نوروزی فرد
"دکتر محمد علی محسنپور" دکترای تخصصی تغذیه، گروه تغذیه جامعه، دانشکده تغذیه و علوم غذایی دانشگاه علوم پزشکی شیراز
نظر دهید